اجاره و احكام آن

غزالى گويد :
(( عقد چهارم ، اجاره است كه داراى دو ركن است : يكى اجرت و ديگرى منفعت . اما كسى كه عقد را منعقد مى كند و لفظ عقد اجاره همان شرايطى را دارد كه در مورد عقد بيع گفتيم . و اجرت ، همانند ثمن در صورتى كه عين باشد، شايسته است كه معلوم و با تمام شرايطى كه در بيع گفتيم : توصيف شود و نيز اگر دين بود، شايسته است كه از نظر اوصاف و مقدار معين باشد.))
مى گويم :
همچنين در مورد منفعت نيز بايد معلوم و اوصاف آن معين باشد و اين تعيين ، يا با سنجش مقدار كار است مانند دوختن جامه معين و سوار شدن بر مركبى تا مقصد معينى و يا با تعيين مدت است مانند خياطى به مدت يك ماه و استفاده از مركب تا يك ماه ؛ و در مواردى كه جز به وسيله زمان نمى توان سنجيد، مثل سكونت در منزل و شير دادن به طفل و نظاير اينها ناچار بايد مدت تعيين شود.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 فروردین 1389  توسط مريم مرداني

خيارات

در بيع ، خياراتى به شرح زير ثابت است : خيار مجلس تا وقتى كه دو طرف معامله از هم جدا نشده اند؛ خيار حيوان كه براى مشترى تا سه روز و به قول بعضى براى طرفين تا سه روز حق فسخ معامله است ؛ خيار شرط براى كسى كه طرفين تا مدت معينى براى او چنين حقى را شرط كرده اند؛ خيار عيب در مورد نقص و يا زيادى در چيزى روى جريان طبيعى ؛ خيار رؤ يت در كالايى بر خلاف آنچه تعريف شده ؛ خيار غبن ، به مقدارى كه بيش از حد معمول گول بخورند و خيار تاءخير بعد از سه روز در صورتى كه ثمن و مثمن را تسليم نكرده باشد و شرط تاءخير در ميان نباشد و در مورد كالايى كه اگر شب مانده شود فاسد مى شود، يك روز نگذشته باشد. چهار مورد اول به وسيله ايجاب و اسقاط و تصرف ساقط مى شود و چهارمى نيز يعنى خيار عيب با حدوث عيبى پس از دريافت كالا از بين مى رود، زيرا عيب جديد مانع از رد كالا به سبب عيب سابق مى شود و فقط تفاوت قيمت (ارش ) ثابت مى شود؛ و اگر عيب حامله بودن كنيز و تصرف به وطى باشد، مانع از رد نمى شود، به طورى كه در اخبار صحيحه رسيده است . در اين صورت معامله يعنى كنيز را بر مى گرداند و به همراه او يك دوم از عشر قيمت آن را نيز پس مى دهد.(51) 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 فروردین 1389  توسط مريم مرداني

باب دوم : درباره آشنايى با كسب به صورت بيع ، ربا، سلم ، اجاره ، قراض، شركت، و ...

(( درباره آشنايى با كسب به صورت بيع ، ربا، سلم ، اجاره ، قراض ، شركت ، و بيان شرايطى كه شرع مقدس درباره صحت اين تصرفات دارد كه همين صحت ، در شرع مقدس مدار و ملاك همه كسبهاست .))
بدان كه تحصيل علم اين باب بر هر كسى كه در صدد كسب مى باشد واجب است ، زيرا طلب علم بر هر مسلمانى واجب است . منظور طلب علمى است كه مورد نياز است و شخص كاسب هم به علم كسب نياز دارد و هرگاه با علم مربوط به اين باب آشنا شود با عوامل فساد معامله آشنا مى شود و در نتيجه از آنها پرهيز مى كند و در مورد نادر و مشكلات فرعى كه پيش مى آيد، تاءمل مى كند تا آن كه بپرسد، زيرا اگر او به علم اجمالى با اسباب و عوامل فساد آشنا نباشد نمى داند كه چه وقت بايد توقف كند و بپرسد و اگر بگويد: من اقدام بر فراگيرى نمى كنم بلكه صبر مى كنم تا وقتى كه موردى پيش بيايد، آن وقت مى آموزم و مى پرسم ، در پاسخ وى گفته مى شود: اگر تو موارد فساد عقدها را ندانى از كجا مى دانى كه اشكالى پيش آمده است ، زيرا شخص ‍ كاسب به طور مداوم تصرفاتى مى كند و نمى داند در كجا بايد توقف كند در حالى كه تمام اين تصرفات در صحيح و مباح مى پندارد.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 فروردین 1389  توسط مريم مرداني
سپاس خداى را؛ او را سپاس مى گوييم همچون سپاس گفتن انسان موحد كه در توحيد او جز پادشاه حقيقى ، همه چيز محو و متلاشى است و او را به بزرگى مى ستاييم همچون ستايش كسى كه بوضوح مى گويد: همه چيز بجز خداى تعالى بيهوده و پوچ است و باكى هم ندارد؛ براستى كه تمام موجودات آسمانها و زمين هرگز مگس و پروانه اى را نيافريده اند هر چند كه همه با هم براى چنين كارى هم دست شوند و او را سپاس مى گوييم ، زيرا كه او آسمان را چون سقفى براى بندگانش برافراشته و زمين چون بساط و فرشى براى ايشان مهيا كرده است و شب را بر روز پوشانده ، پس شب را پوشش و روز را وسيله زندگى قرار داده است تا در جستجوى احسان او پراكنده شوند و براى رفع نيازها به پاخيزند؛ و بر پيامبر خدا (ص ) كه مؤ منان با لب تشنه بر حوض (كوثر) او وارد مى شوند و سيراب از آن خارج مى گردند و بر خاندان و اصحابش درود مى فرستيم ، آن اصحابى كه در راه نصرت دين وى كمر بسته بودند و هيچ گاه اظهار گرفتگى و خستگى نكردند و سلام فراوان ابلاغ مى كنيم .
بارى خداوند يكتاى بخشنده ، رب الارباب و مسبب اسباب ، آخرت را سراى پاداش و كيفر و دنيا را سراى اندوه و دلهره و كوشش و اكتساب قرار داده است و تلاش و كوشش در دنيا محدود به معاد بدون معاش نيست بلكه معاش وسيله و كمكى است براى معاد. بنابراين دنيا كشتزار آخرت و راه رسيدن به معاد است . در اين مورد مردم سه دسته اند:


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 فروردین 1389  توسط مريم مرداني
بايد بين وجدان كاري و ايمان فرق گذاشت، زيرا مي‌توان كسي را در نظر گرفت كه فاقد ايمان مذهبي باشد ولي وقتي كاري به‌عهده وي گذاشته مي‌شود بدون اينكه نيازي به كنترل خارجي و فيزيكي داشته باشد كارش را خوب و درست انجام مي‌دهد. البته روشن است كه در فردي كه از ايمان برخوردار است زمينه گسترده‌تري براي ايجاد وجدان‌كاري وجود دارد.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 فروردین 1389  توسط مريم مرداني
بحث وجدان كاري و تعهد سازماني كاركنان از جمله مباحثي است كه همواره مورد توجه صاحب‌نظران و مديران بوده و شكل‌گيري آن نيازمند توجه به مؤلفه‌هاي متفاوت است. محور و چارچوب اصلي وجدان كاري سه مؤلفه فرد، كار و مديريت را در بر مي‌گيرد.مشاهدات روزمره ما از خودمان بيانگر اين واقعيت است كه متأسفانه ما به‌طور كلي آنچنان كه بايد وشايد و يا حداقل به حدي كه جامعه ما نياز دارد، مفيد كار نمي‌كنيم. همه مي‌دانيم كه ما از جهات متعددي در مقايسه با كشورهاي پيشرفته دنيا در وضعيت خوبي قرار نداريم وبه همين دليل بايد حتي بيشتر از آنها كار كنيم.
با وجود اين ميزان تلاش و فعاليت ما به حدي نيست كه حتي در آينده نزديك ما را در چنين مقايسه‌اي راضي و سر بلند كند، پس چه بايد كرد ؟ چطور مي‌توانيم كار بيشتر و بهتري را انجام دهيم ؟ چگونه مي‌توانيم وجدان كاري داشته باشيم ؟


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 فروردین 1389  توسط مريم مرداني
لا تجتمع عزيمه و وليمه‏
ترجمه:
همت عالي، با سورچراني و شكم پروري، سازگار نيست.
شرح:
كسي كه صاحب همت عالي است به شكم پروري برود، نمي‏تواند همت عالي داشته باشد. و به عبارت ديگر، ممكن نيست كه همت عالي، و شكم پروري، در وجود انسان، يكجا جمع شده باشد.
زيرا شخص سورچران، بيش از هر چيز، در بند شكم خوش است، و تمام فكر و كوشش او صرف آن ميشود كه چطور و از چه راهي، خود را به سفره‏يي رنگين برساند و شكمش را از خوراكيهاي لذيذ انباشته كند. آشكار است كه چنين كسي، نه فرصت آن را دارد و نه اصولا در فكر آن است كه ذهن و انديشه‏اش را در كارهاي با شكوه به كار اندازد، و تصميمهاي عالي و والا بگيرد، و اراده و همت خود را در انجام كارهاي با ارزش و انساني نمايان سازد. شخص شكم پرور و سورچران، از آغاز صبح، دائما به اين فكر ميكند كه ظهر، چگونه ناهار لذيذي بدست آورد، و از ظهر به بعد، ذهن و انديشه‏اش در اين جهت كار ميكند كه براي شب، از كجا و چگونه شام چرب و شيريني فراهم كند. و طبيعي است كه چنين شخصي، شب هم با اين فكر به بستر ميرود كه صبح، چه خوراكيهايي سر سفره صبحانه در انتظارش خواهد بود.
اما كسي كه همت عالي دارد، فكر و ذهنش، آنقدر مشغول مسائل مهم و كارهاي عالي و انساني است، كه اصولا فرصتي براي فكر كردن به شكم پيدا نمي‏كند. و تازه وقتي هم سر سفره بنشيند، غذايش، ساده‏ترين غذاها خواهد بود. نمونه درخشان اين افراد، خود حضرت علي عليه‏السلام است كه غذايش، بيشتر اوقات، چيزي جز نان خالي، يا ناني همواره با كمي خرما، يا كمي پياز، يا كمي نبوده است. تا جايي كه اگر اندكي بيش از اين برايش غذا مي‏آورد، به شدت اعتراض ميرد.
نهج‏البلاغه - خ 241  ، هئيت تحريريه بنياد نهج‏البلاغه ( پندهاى كوتاه از نهج‏البلاغه )  


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 فروردین 1389  توسط مريم مرداني
ارزش کار و کراهت اجیر شدن در اسلام

ارزش کار افراد را ذات أقدس اله در قرآن مشخص کرده، اهل بیت مشخص کردند. اگر وجود مبارک پیغمبر (ص) دست یک کارگر را می بوسد، ارزش او را مشخص کرده. حضرت دست کارگر را می بوسد، نه دست اجیر را! فرمود: برای خودت کار بکن. ما کجای فقه داریم که اجیر شدن و مزدور شدن مستحب است؟! در روایات کتاب اجاره که شاید خیلی هایتان آشنائید؛ آنجا تقریباً نهی تنزیهی دارد که شما خودت را اجیر نکن، مزدور نکن؛ برای خودت کار بکن! کار کردن مستحب است، دست کارگر را ذات مقدّس حضرت بوسید، نه دست اجیر را که آدم برای دیگری کار بکند!

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 فروردین 1389  توسط مريم مرداني
حضرت علی عليه السلام می فرماید:

«خیر الهمم اعلاها»[۱]

بهترین همت ها، بلندترین آن ها است.

نیز می فرماید:

«من رقی درجات الهمم عظّمته الامم»[۲]

هر که از نردبان همت بلند، بالا رود جهانیان او را به دیده تعظیم بنگرند.




ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 فروردین 1389  توسط مريم مرداني
- نپذيرفتن صدقه از علو طبع
«جنيد» (1) گفت: «مبلغي درهم براي «حسين بن مصري» بردم. و فرزندش تازه به دنيا آمده بود و در صحرا مي زيستند و همسايه نداشتند. از قبول پول خودداري کرد. پول را گرفتم و درون اتاقي ريختم که همسرش در آن ساکن بود و گفتم: اي زن! اين مال توست. پس او چاره اي براي کاري که کردم نيافت». (2)
- بندگي غير خدا را نکردن
گفت: صوفي آن است که نه مالک باشد و نه مملوک. مالک نابودن نشان بندگي است، و مملوک نابودن نشان بزرگ همتي است. مالک نباشند از بهر آنکه دانند که ما بنده ايم به رقي (3) که آن رق را زوال نيست و بنده را ملک محال است ...
دون همت کسي باشد که بنده همچون خودي باشد ...
بنده آن کس باشد که مالک توست نه بنده آن کس که ملک تو است، که بنده ملک خويش بودن محال است. (4)
گروهي اند ايشان که همت ايشان به خداي تعالي بسته است.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 فروردین 1389  توسط مريم مرداني
كتابي است به نام اخلاق از مردي به نام ساموئل اسمايلز. از كتابهاي خوبي كه در اخلاق نوشته¬اند اين كتاب است. كتاب ديگري است به نام در آغوش خوشبختي. اين هم كتاب خوبي است. الان يادم نيست كه در كداميك از اين دو كتاب خوانده¬ام. نوشته بود: گناه غالبا انفجار است، مثل ديگ بخار كه اگر آن را حرارت بدهند و هيچ منفذي و دريچۀ اطميناني نداشته باشد، بالاخره انفجار پيش مي¬آيد. گفته بود: غالبا گناهان انفجار هستند، انسان منفجر مي¬شود. منظورش اين است كه انسان به حكم اينكه يك موجود زنده است بايد با طبيعت در حال مبادله باشد. آقاي مهندسي بازرگان در كتابهايشان خيلي جاها اين مطلب را بيان كرده¬اند كه انسان با طبيعت دائما در حال مبادله است، يعني از يك طرف نيرو و انر‍‍‍ژي مي¬گيرد و از طرف ديگر مي¬خواهد مصرف كند. وقتي كه انسان نيرو و انرژي مي¬گيرد، اين نيرويي را كه گرفته (چه جسمي و چه روحي) بايد يك جايي مصرف كند. خيال انسان هم همين طور است. بدن انسان وقتي نيرو مي¬گيرد بايد مصرف شود: زبان انسان بالاخره بايد حرفي بزند، چشم انسان بالاخره بايد چيزي را ببيند، گوش انسان بالاخره بايد صدايي را بشنود، دست و پاي انسان بايد حركتي كند؛ 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 23 فروردین 1389  توسط مريم مرداني
بحث ما دربارۀ عوامل تربيت بود. دربارۀ چند عامل بحث كرديم و حال دنبالۀ بحث:
يكي از عواملي كه خيلي ساده است ولي شايد كمتر به آن توجه مي¬شود، عامل كار است ، كار از هر عامل ديگري اگر سازنده¬تر نباشد، نقشش در سازندگي كمتر نيست. انسان اين جور خيال مي¬كند كه كار اثر و معلول انسان است، پس انسان مقدم بر كار است؛ يعني چگونگي انسان مقدم بر چگونگي كار و چگونگي كار تابع چگونگي انسان است و بنابراين تربيت بر كار مقدم است، ولي اين درست نيست. هم تربيت بر كار مقدم است و هم كار بر تربيت؛ يعني ايندو، هم علت يكديگر هستند و هم معلول يكديگر. هم انسان سازنده و خالق و آفرينندۀ كار خودش است،‌و هم كار (و نوع كار) خالق و آفرينندۀ روح و چگونگي انسان است.
 
 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 23 فروردین 1389  توسط مريم مرداني

بركات‌ خدا زیاد است‌. در این‌ جهان‌ همه‌ چیز هست‌ و هركس‌ به‌ حسب‌ همّت‌ خودش‌ از آن‌ استفاده‌ می‌كند. یكی‌ به‌ اقتصاد می‌رسد و می‌گوید: كار درست‌ است‌، بعضی‌ به‌ مقداری‌ معلومات‌ می‌رسند، می‌گویند: كار تمام‌ است‌ و ما از رفقا جلوتر هستیم‌. و این‌ اشتباه‌ انسان‌ است‌. اگر می‌خواهید مقایسه‌ كنید؛ با تمام‌ بشر مقایسه‌ كنید كه‌ نسبت‌ به‌ آنها صفر هستید.

 

آيت الله بهاءالديني

 

همّت‌ عالی‌ برای‌ انسان‌ مؤثر است‌ و انسان‌ را به‌ چیزهای‌ كم‌ و علم‌ ناچیز قانع‌ نمی‌كند و موقعیت‌ بلندی‌ در دنیا و آخرت‌ نصیب‌ او می‌شود. این‌ دنیا كه‌ تمام‌ شد، تازه‌ اول‌ كار انسان‌ است‌. او را رها نمی‌كنند. انسان‌ وقتی‌ از دنیا می‌رود یا ظلمت‌ محض‌ است‌ و یا موجود نورانی‌. اگر انسان‌ نورانی‌ باشد من‌ احتمال‌ می‌دهم‌ یكی‌ از سَترهای‌ بشر در آن‌ نشئه‌ نور است‌. نور به‌ طوری‌ او را احاطه‌ می‌كند كه‌ خود نور، ساتر معایب‌ او باشد. و اگر موجود ظلمانی‌ باشد، عریان‌ است‌ و خودش‌ خجالت‌ می‌كشد


منبع :http://chaei.blogfa.com/





ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 23 فروردین 1389  توسط مريم مرداني
اصولا معیار ارزش انسان به اراده  اوست. به مقتضای همت انسان و ارج و قدر هر کسی به قدر همت اوست که عالی باشد یا دانی، بلند همت باشد یا دون همت. (1)

انسان با همت خویش اوج می گیرد، چنان که پرنده با بالهایش آسمان ها را در هم می نوردد. امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام در این باره می فرماید: «قدر و ارزش هر انسانی به قدر همت اوست.» (2)

و در جای دیگر می فرماید: «شرف انسان به همت های عالی اوست نه به استخوان های پوسیده نیاکان.» (3)

انسان به هر کاری همت گمارد و اراده کند می تواند آن را انجام دهد. خواستن اراده کردن است و اراده کردن تصمیم گرفتن. شاعر نیز چنین می سراید:



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 23 فروردین 1389  توسط مريم مرداني
داغ بلندان طلب ای هوشمند

تا شوی از داغ بلندان بلند


(نظامی گنجه ای)

بلندهمتی و سودای همپایی با بزرگان، زمینه ساز بلند بالایی مقام انسان است. بدون بلندهمتی، رویش و جوشش درونی رخ نخواهد داد، و انسان به تحفه های نوبه نو و روحی شکوفا دست نخواهد یافت.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 23 فروردین 1389  توسط مريم مرداني
(تعداد کل صفحات:8)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ 8 ]